|
تاریخ انتشار :17.07.2026
تابستان 1360 : چگونه خشونت
چیره شد
فرید وهابی

رویدادهای تابستان ۱٣۶۰ در تاریخ جمهوری اسلامی آغاز مرحلهای تازه
و بیسابقه در مسیر خشونت و بیقانونی است. گستاخی و حرص جمعی از
به قدرت رسیدگان برای حذف دیگران و انحصار همه چیز، عصیان توهمزدۀ
گروههایی چون سازمان مجاهدین خلق را بهدنبال داشت که حاضر به زیر
بار رفتن نبودند اما جز ترور و خشونت مضاعف هیچ پاسخ دیگری
نداشتند. کار به جایی رسید که رژیم از ترس نابودی، هر شکل جنایت،
بیعدالتی، سرکوب و دروغ را برای خود مجاز دانست.
در خطبههای نماز جمعۀ روز ۵ تیر، علی خامنهای که بیشتر با عنوان
نمایندۀ آیتالله خمینی در شورایعالی دفاع فعالیت میکرد، به شدت
به سازمان مجاهدین خلق حمله برد و آنها را مرتد خواند. او گفت:
«شما هستید که بعد از آنی که از پدر و مادرهای مسلمان متولد شدید
به طرف کفر رفتید... مبانی مارکسیستی و الحادی و کفرآمیز در حرفها
و کتابها و عمل شما مشهود است، شما مرتجعید، شما مرتدید! شما
نامتان هم در تاریخ نمیماند، اما اگر بماند با لعن و نفرین
همگانی خواهد ماند.»
اندکی قبل از این تکفیر، خمینی شخصاً جبهۀ ملی را «مرتد» اعلام
کرده بود. بدین ترتیب، روحانیون درجهاول رژیم راه را برای آدمکشی
گشودند و شرعاً آن را توجیه کردند. این گذشته از تکفیرها یا
فتواهایی بود که پنهانی و عملاً در مقام حکم قتل صادر میشد.
آغاز دورۀ وحشت
رویدادهای این تابستان هولناک با عزل بنیصدر و تظاهرات خشن روز ٣۰
خرداد آغاز شد. یک هفته بعد، مجاهدین با سوءقصد علیه خامنهای
واکنش نشان دادند و فردای آن روز (هفتم تیر)، ساختمان حزب جمهوری
اسلامی را منفجر کردند که بیش از هفتاد نفر را کشت. به غیر از
سیدمحمد بهشتی، ۴ وزیر و ٢۷ نمایندۀ مجلس در این انفجار مهیب به
قتل رسیدند.
دو ماه بعد (۸ شهریور)، مجاهدین خلق بار دیگر انفجار بزرگی را در
ساختمان نخستوزیری باعث شدند که به مرگ رئیس جمهور محمدعلی رجایی
و نخستوزیر محمدجواد باهنر انجامید.
در این مدت، ترور برخی شخصیتهای حکومتی و در عین حال اعدام
مخالفان رژیم ادامه یافت. اعدام محمدرضا سعادتی، عضو مهم سازمان
مجاهدین که به جاسوسی برای شوروی متهم شد، ترور حسن آیت که معمولاً
به عنوان گنجانندۀ اصل ولایت فقیه در قانون اساسی شناخته میشود یا
ترور علی قدوسی، دادستان کل انقلاب از جمله رویدادهایی است که طی
تابستان ۶۰ انعکاس گستردهای در جامعۀ ایرانی داشت.
در این ماهها، بخصوص در پی تظاهرات روز ٣۰ خرداد، اعدام بیملاحظۀ
مخالفان رژیم شدت گرفت. شمار زیادی از جوانان و نوجوانانی که به
گروههایی چون مجاهدین خلق یا اتحادیۀ کمونیستها وابسته بودند،
گاه تنها بهاتهام فروش چند نشریه یا پخش اعلامیه، اعدام شدند.
اعدامهای فراموششده
گذشته از موج اعدامهای اول انقلاب که در اکثر موارد با اتهام
«همکاری با رژیم مخلوع» صورت میگرفت، اعدامهای سال ۱٣۶۰ برای
نخستین بار جوانانی را قربانی کرد که خود را انقلابی میدانستند و
اکثراً در آغاز کار از خمینی طرفداری کرده بودند.
شمار اعدامشدگان سال ۱٣۶۰ به طور دقیق معلوم نیست. چندین سازمان
سیاسی و تشکلهای حقوق بشری در این باره تحقیقاتی کردهاند. از
جمله نزدیک به چهل سال بعد از رویدادها، گروهی موسوم به «راستیاد»
توانست مشخصات بیش از ٣۵۰۰ نفر از اعدامشدگان را ثبت کند. برخی
دیگر مدعیاند که شمار اعدامها در سراسر کشور از دههزار نفر
تجاوز کرده است. در هرصورت بدیهی است که این کشتار بزرگ در مقایسه
با اعدامهای سال ۱٣۶۷ بسیار ناشناختهتر باقی مانده است.
rfi
________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|