تاریخ انتشار :28.03.2025
خیزش جاری
در ترکیه و فرآیند آن
عباس منصوران

خیزش جاری سراسری ۱۹ مارس در ترکیه که با اعتراض علیه بازداشت
شهردار استانبول، اکرم امام اغلو از رهبران حزب جمهوری خلق (CHP)
شعلهور شد، برآمد یک خیزش اجتماعی سالیان سال سرکوب شده و پاسخ
ناگرفته است. خیزش جاری در ترکیه تنها یک فوران گذرا نیست، بلکه
بخشی از یک مبارزه اجتماعی، سیاسی و طبقاتی به شمار میآید.
درچنین روندی، بحرانهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، با تراکم و
تمرکز بیشتر، گسترش خواهند یافت، و بر ترکیه، روابط بینالمللی،
و کل خاورمیانه تاثیر گذار خواهند بود.
خیزش جاری در ترکیه، هرچند که در کوتاه مدت میتواند روند گفتگوهای
آتشبس و آزادی عبدالله اوجالان را به سایه افکند، اما در بلندمدت،
تضادهای درون حاکمیتی و بالاییها، به سود تودههای مردم و
گروههای فرودست را عمیقتر خواهد ساخت. در این شرایط، نیروهای
اجتماعی و استثمار شونده که بنا به منطق مناسبات طبقاتی، زیر فشار
و سرکوب قرار دارند، قادر خواهند بود با اتحاد و همبستگی به
فراخوانهای جامعهی نوین و انسانی پاسخی شایسته و بایسته دهند.
از این روی، روند جاری نه تنها میتواند به دگرگونیهای مثبت در
ترکیه بیانجامد، بلکه میتواند به روند آرامش و آتش بس و آشتی و
نیز همچنین به آزادیهای سیاسی و رسیدن به جامعهای نوین نیز
رویکرد یابد.
در این مسیر، آگاهی و همبستگی میان اقشار مختلف جامعه، از جمله
کوردها و دیگر اتنیکها، میتواند فرصتی برای بازسازی و تجدید
روابط یکدیگر برای فردایی بهتر و در آیندهای نزدیک بیانجامد.
خیزش اجتماعی جاری برآمده از مناسبات طبقاتی حاکم، و سیاستهای
نئولیبرالیسم اقتصادی یک کشور پیرامون کشورهای متروپل، و بحران
زا، گسترش بیشتری مییابد. اینک، مناسبات و حکومتی که با رانتهای
اقتصادی، سیاسی و اقتصادی که با میلیتاریسم، مونتاژ تولیدات جنگ
افزارهای شیمیایی و بازتولید جنگ در منطقه، ارمنستان و اکراین و…
سوخت میگیرند، به گواهی تاریخ، خود به همان آتش گرفتار آمدهاند.
از مدتها پیش، زمین زیر پای حاکمیت استبدادی، پیش لرزههای خود را
آغاز کرده بود. حکومت و مناسباتی که با سرکوب و انکار هویت
میلیونها کورد، اتنیکهای دیگر، استثمار طبقهی کارگر، زنان و
لایههای فرودست جامعه به سود شرکتهای غارتگر اقتدار گرفته است،
دیگر نمیتواند در برابر روند ایجابی تاریخ، با گلوله و زندان
دوام آورد.
این خیزش، نماد سادهانگاری بین نگرش«مدرنیته کاپیتالیستی»
آتاتورکیسم و نگرش پیشا مدرنیتهی فئودالیستی» اخوانی نیست، بلکه
یک جنبش اجتماعی، سیاسیاست. عوامل چندی از جمله فاکتورهای طبقاتی،
اقتصادی، فرهنگی و هویتی در این جنبش نقش اساسی دارند.
عوامل اصلی خیزش در ترکیه:
۱. بحران اقتصادی: ترکیه با اقتصاد مصرفی، وابسته به واردات
انرژی، به ویژه گاز طبیعی و نفت و فنآوری و دانش، بیش از هر زمان
دیگر در تنگنای یک بحران تورمی پیشرونده روبرو شده است. افزایش نرخ
تورم در اکتبر ۲۰۲۴ از سوی حکومت، نزدیک به ۴۹درصد، با چشم انداز
پایان یابی جنگ در اکراین و شرایط متزلزل روسیه شدت یافته بود.
بیکاری روز افزون و کاهش ارزش لیر شرایط زندگی و معیشتی اکثریت
مردم را به شدت در تنگنا قرار داده بود. افزایش تورم، افزایش
هزینههای واردات، کاهش سرمایهگذاری خارجی، افزایش بدهیهای
خارجی، هزینههای جنگ و جنایات جنگی در سوریه، شمال شرق سوریه و
جنگ نزدیک به پنجاه سالهی ۴۰ ساله برای سرکوب جنبش آزادیخواهانه
مردم کورد و… از جمله زمینه ساز اقتصادی خیزش جاری هستند.
کاهش قدرت خرید مردم، و فشار سنگین اقتصادی برلایههای میانی و
خردهبورژوازی غیرسنتی و دانشجویان را به شدت نگران ساختهاند.
تنگناهای اقتصادی و نیز سیاست بحران زای پولی و بانکی غیرمتعارف و
کاهش نرخ بهره برای تحریک رشد اقتصادی به ناگهانی در حالی که تورم
بالا بود، به کاهش ارزش لیر و افزایش قیمتها کالاهای اساسی و
فلاکت انجامیده بود.
2. اقتدارگرایی و سرکوبهای سیاسی و اجتماعی: رجب طیب اردوغان و
حکومت خودکامهی میلیتاریستی و امنیتیاش، دچار بیماری میتومانیا
و نئوعثمانیگری مستبدانه رژیم تکنفره، مشروعیت خود را از دست
داده است. سیاست اردوغانیسم، که با تبدیل ترکیه به مرکز تروریسم،
انواع جهادیستها و اخوان المسلمین و تشکیل نیروهای نیابتی برای
دخالتگریهای نظامی و رویای ژاندارمی منطقه، به شکست انجامیده است.
این اقتدارگرایی نئوعثمانیستی که با جابجایی رژیم بعث در سوریه، با
عظمت طلبی، اشغالگری و ضمیمه سازی منطقهای از سوریه، عراق،
لیبی، سودان و… چشم دوخته بود، دوران اقتدار خلیفهگری و
سلطانهای سدههای میانه را با سده ۲۱ اشتباه گرفته بود. استحکام
اقتدارگرایی و پیشبرد سیاستهای سرکوبگرانه و ارتجاعی، تنفر و
نارضایتیهای زیادی را در ترکیه و منطقه و افکار عمومی جهان ایجاد
کرده است.
۳. آشفتگیهای سیاسی حاکمیت: تحولات ژئوپلیتیکی منطقه و جهان، به
ویژه پس از پایان جنگ سرد، تأثیرات عمیقی بر موقعیت و استراتژی
ترکیه داشته است. ضرورت تغییرات استراتژیک جغرافیای سیاسی منطقه و
تأثیر آن بر آینده ترکیه با خیالپردازیهای ویرانگرانهی اردوغان
همخوان نیستند. حکومت ترکیه به رهبری اردوغان، در برابر بحرانهای
فزاینده، در چنین شرایطی دچار آشفتگی و سردرگمی شده است. افزون بر
بحرانهای اقتصادی و سیاسی که ترکیه درگیر آنهاست، ضرورت تغییر و
برون رفت از بنبستی که در برابر فراخوان شجاعانه و هوشمندانهی
عبدالله اوجالان در تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۲۵ قرار گرفتهاند، به شدت
وضعیت سیاسی ترکیه را پیچیدهتر و بحرانیتر کرده است. فراخوان
اوجالان که در پیآن شورای رهبری حزب کارگران کردستان (پکک) نیز
از یک تغییر و رویکرد جدید پاسخ گفت، به روشنی بیانگر نیاز به
تحولی اساسی در ترکیه است. این فراخوان نه تنها به تغییرات سیاسی
در ترکیه، بلکه به احیای دوباره آرمانهای صلح و عدالت اجتماعی در
منطقه کمک میکند.
۴. برآمد شکوهمندانهی نیروهای مقاومت و تودههای زیر ستم کرد که
در جشن نوروز و آتش نوروز در سال ۲۰۲۵ با شور و هیجان جهانیان را
خیره کرد، بهعنوان یک نقطه عطف در تاریخ معاصر ترکیه شناخته
میشود. این حرکت نه تنها نمادی از همبستگی و آگاهی اجتماعی است،
بلکه نمایانگر آن است که تودههای زیرستم کرد در پی آزادی و حقوق
بر اساس زندگی نوین مشترک و اجتماعی و برابری هستند.
۵. عوامل ژئوپلیتیکی: دردرازای دوران جنگ سرد، حکومت ترکیه به
عنوان یکی از مهمترین و استراتژیکترین متحدان غرب در منطقه
خاورمیانه و آسیای مرکزی شناخته میشد. این بازیگر با توجه به
موقعیت جغرافیایی سیاسی و نزدیکی و هم مرزی ترکیه با کشورهای بلوک
شرق، از اهمیت استراتژیک ویژهای در سیاستهای امنیتی و اقتصادی
جهانی برخوردار بود. در آن دوران، ترکیه نقش محوری در پایگاههای
نظامی ناتو داشت و پایگاه اینجرلیک در جنوب ترکیه بهسان یکی از
اصلیترین پایگاههای نیروی هوایی ایالات متحده و ناتو به شمار
میآمد. این موقعیت، با پایان جنگ سرد و فروپاشی سوسیالیسم موجود
(سوسیالیسم رئال) از میان رفت. در این دوران جدید، نیازهای امنیتی
و اقتصادی که ترکیه پیشتر به دلیل نزدیکی به بلوک غرب، به ویژه
ایالات متحده و ناتو، به آنها وابسته بود، گونهای چشمگیر تغییر
یافت و بسیاری از آن ضرورتها به پایان رسید. ترکیه با پیوستن به
بلوکهای جدید و توسعه روابط با چین و روسیه و ایجاد بلوکهای
ترکمنستان، آذربایجان و حکومت جدید سوریه، دولت ترکیه را با غرب و
افکارعمومی دچار چالش جدید ساخته است. در سطح بینالمللی،
سیاستهای اردوغان در روابط با ایران، روسیه، اسرائیل و قدرتهای
غربی همواره با پیچیدگیهایی و تناقضهایی همراه بوده است. ترکیه
به دلیل سیاستهای متناقض خود در روابط خارجی، از جمله همراهی با
پوتین و جنگ اکراین و همراهی سیاسی با حماس در برابر اسرائیل در
موقعیتی حساس قرارگرفت.
این دگرگونیها و سیاستها بهگونهای مستقیم و غیرمستقیم، بر
استراتژیهای خارجی و داخلی ترکیه، بهگونه ای ژرف تاثیر گذار
بودهاند و زمینهساز خیزشهای سیاسی و اجتماعی ترکیه شمار
میآیند. به همین سبب حکومت ترکیه به سوی روسیه پوتینی نه تنها
پیمانهای تاکتیکی بست، بلکه از جمله متحدان روسیه گردید و در
حالیکه عضو ناتو بود، موشکهای دفاعی اس-۴۰۰ از روسیه و پشتیبانی
از پوتین در جنگ با اکراین، و پشتیبانی از حماس در برابر اسراییل و
جبجایی یک نیروی نیابتی در سوریه به اوج خود رسید.
تغییر نقش ترکیه از یک متحد استراتژیک صِرف در چارچوب ناتو به یک
بازیگر منطقهای فعال و متنقاض با ناتو، بروز تنشهای داخلی در
میان احزاب سیاسی و رقیب در ترکیه انجامید. این اختلافات همراه با
دیگر فاکتورهای اشاره شده در بالا، به خیزشهای سیاسی و نیاز به
تغییر در ساختار حکومتی ترکیه انجامیده است.
با بازداشت اکرم امام اوغلو اردوغان در شرایطی دست به یک خودزنی زد
که بیش از هر زمان دیگر در دوران حودکامگی خویش، بی اعتبار شده
بود و پایههای تودهای خود را از دست می داد.
۶- مسئله کوردها و فرآیند آتش بس و آشتی: اکرم اماماوغلو زمانی
به فرمان رجب طیب اردوغان بازداشت شد که جامعه داخلی و افکار عمومی
جهانی در انتظار واکنش حکومت ترکیه به فراخوان عبدالله اوجالان،
تئوریسین و مدافع جامعهی نوین که ۲۶ سال در زندان انفرادی به سر
میبرد، لحظهشماری میکردند. فراخوان اوجالان که در آن از دولت
ترکیه خواسته شده بود تا به مذاکرات صلح با حزب کارگران کردستان
(PKK) و دیگر گروههای کرد توجه کند، نقطه عطفی در روند روابط میان
کورد، ترک و دیگر اتنیکهای ترکیه و منطقه و دولت ترکیه بود.
این فراخوان که بهویژه در زمینه بحرانهای منطقهای و سیاسی ترکیه
و همچنین جنگهای داخلی چند دهه اخیر با کوردها اهمیت ویژهای
داشت، توجهات زیادی را به خود جلب کرد. در چنین شرایطی، اقدام
اردوغان برای بازداشت اماماوغلو، شهردار استانبول و یکی از
چهرههای برجسته مخالف اردوغان، به نوعی نشاندهنده پریشانی وی و
نیز وضعیت پیچیده و پرتنش سیاسی در ترکیه بود.
بازداشت اماماوغلو، بحران سیاسی داخلی را تشدید کرد، واکنشهای
جهانی زیادی را در پی داشت و بیش از پیش به زیان اردوغان و دولت
ائتلافی حاکم بر ترکیه انجامیده است.
فرآیند پیشنهاد گفتگو با اجالان، با پاسخ ده مادهای هوشمندانهی
اوجالان که از سوی دولت باغچلی آغاز شده بود، برای حکومت ترکیه، حل
پرسش تاریخی کورد نبود، بلکه تاکتیکی برای خرید وقت و گریز از
بحرانهای فزاینده بود. هبدالل اوجالان و نیروهای رزمنده و مقاومت
و جامعه، به ویژه زنان در کوردستانها و شمال شرق سوریه، این
شرایط را هوشمندانه دریافتند. پیمان نامهی ۸ مادهای فرماندهی
نیروی دمکراتیک سوریه (HSD)، با امضای فرماندهی مشترک خودمیریتی
شمال شرق سوریه و احمد الشرع در دمشق نیز حکومت ترکیه را به تنگنای
بیشتری کشانید. این فرایند، اینک به خطر افتاده است و نه تنها برای
ترکیه، بلکه برای امنیت منطقه خاورمیانه پیآمدهای جدی خواهد داشت.
چشمانداز آینده:
با توجه به شکاف عمیق بین حکومت به رهبری اردوغان-هاکان
فیدان-باغچه لی، با اکثریت حکومت شوندگان و اپوزیسیون به رهبری
اکرم امام اوغلو امکان تغییر رژیم در ترکیه با وجود قدرتنمایی
اردوغان، ترکیه را با چالشهای جدی روبرو میسازد. با ورود نیروهای
رادیکال، جنبش کارگری، زنان، جوانان، دانشجویان، بیکاران و
فرودستان به مبارزهی میدانی و اعتصاب عمومی، ترکیه، به سوی شرایط
انقلابی پیش خواهد رفت.
پ ک ک باید در این شرایط به گفتگوهای آشتی، پیشبرد آزادی بدون قید
و شرط اوجالان، از یک سوی و گفتگو وتلاش برای گفتگو با اپوزسیون، و
همبستگی بین کورد و ترک و نیروهای مردمی برای ایجاد یک جامعه
نوین، آزاد و برابر در راستای ارزشهای انسانی، فرهنگی و
زیستمحیطی و فلسفهی زن، زندگی، آزادی متمرکز شود.
اردوغان و شرکای وی، به ادامهی رقابتها و قطببندی سیاسی و
سرکوب، دست به گریبان است. مهار این جنبش با خشونت و سرکوب و
بازداشتهای هزاران نفره، شاید که به تنفسی کوتاه مدت بیانجامد،
اما با فروریزی مشروعیت حاکمیت اردوغان، بحرانهای سیاسی و اقتصادی
قابل حل نبوده و با تراکم و قدرت تخریبی سنگینتر، این دولت را
بیآینده ساخته و به زیر خواهد کشید.
________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|