مقاله

 

 

 تاریخ انتشار :01.11.2026

از صربستان تا ایران: تغییر از مسیر جامعه، نه از آسمان جنگ

 سام‌الدين ضيائی




چرا پیروزی جنبش دانشجویی صربستان می‌تواند الهام‌بخش باشد و چرا جنگ راه آزادی نیست؟

پیروزی اخیر جنبش دانشجویی صربستان در انتخابات پارلمانی، بار دیگر پرسشی اساسی را پیش روی جامعه ایران قرار داده است: آیا تغییر سیاسی الزاماً باید از مسیر جنگ، مداخله نظامی خارجی و ویرانی کشور بگذرد، یا آنکه می‌توان به نیروی جامعه، سازمان‌یابی شهروندان و اراده مردم برای ساختن آینده‌ای متفاوت تکیه کرد؟

این پرسش برای ایرانیان صرفاً یک بحث نظری نیست. در جامعه‌ای که بخش بزرگی از مردم خواهان آزادی، کرامت انسانی، حق انتخاب و برخورداری از حکومتی پاسخ‌گو هستند، مسئله فقط رفتن یا ماندن یک حکومت نیست؛ مسئله این است که تغییر چگونه اتفاق بیفتد، چه کسانی آن را رقم بزنند و چه آینده‌ای از دل آن بیرون بیاید.

تجربه صربستان، با وجود تفاوت‌های مهم تاریخی و سیاسی‌اش با ایران، فرصتی برای تأمل در همین پرسش‌ها فراهم می‌کند.

صربستان؛ از یک فاجعه تا مطالبه تغییر سیاسی

در اول نوامبر ۲۰۲۴، فروریختن سایه‌بان ایستگاه راه‌آهن شهر نووی‌ساد به کشته شدن ۱۶ نفر انجامید. این حادثه به نقطه آغاز موجی از اعتراض‌ها تبدیل شد. دانشجویان خواهان شفافیت در تحقیقات، پاسخ‌گویی مسئولان و مقابله با فساد شدند. به‌تدریج، اعتراض‌ها از دانشگاه‌ها فراتر رفت و گروه‌های مختلف اجتماعی را دربر گرفت.

اهمیت این جنبش تنها در شمار معترضان نبود؛ بلکه در توانایی آن برای پیوند دادن یک مطالبه مشخص با مسئله‌ای گسترده‌تر قرار داشت: مسئولیت‌پذیری حکومت و ضرورت اصلاح نهادهای عمومی.

دانشجویان با تداوم اعتراض‌ها و حفظ تمرکز بر مطالبات خود، زمینه گسترش حمایت اجتماعی را فراهم کردند. سرانجام، در انتخابات پارلمانی ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶، فهرست مورد حمایت این جنبش به پیروزی رسید و ووچیچ شکست ائتلاف حاکم را پذیرفت. این نتیجه نشان داد که بسیج مدنی، در شرایط سیاسی مشخص و با وجود موانع جدی، می‌تواند به تغییر در ساختار قدرت انتخابی منجر شود.

البته پیروزی انتخاباتی پایان راه نیست. اصلاح نهادها، مبارزه با فساد، تضمین استقلال رسانه‌ها و جلوگیری از بازتولید تمرکز قدرت، آزمون‌های دشوار مرحله بعد خواهند بود. بااین‌حال، همین تجربه یک نکته اساسی دارد: تغییر سیاسی می‌تواند از دل جامعه و از مسیر کنش جمعی شهروندان شکل بگیرد؛ نه لزوماً از مسیر دخالت نظامی قدرت‌های خارجی.

ایران و ضرورت بازاندیشی در معنای تغییر

ایران صربستان نیست. تاریخ، ساختار سیاسی، شرایط اقتصادی و محدودیت‌های فعالیت سیاسی در دو کشور تفاوت‌های جدی دارند. بنابراین، نمی‌توان نسخه صربستان را بدون توجه به این تفاوت‌ها برای ایران تجویز کرد.

اما تجربه صربستان می‌تواند ما را به طرح چند پرسش اساسی درباره وضعیت ایران وادارد: چگونه می‌توان اعتراض‌های پراکنده را به مطالبه‌ای عمومی برای پاسخ‌گویی و حاکمیت قانون تبدیل کرد؟ چگونه می‌توان میان گروه‌های اجتماعی و دیدگاه‌های سیاسی متفاوت پل زد؟ و چگونه می‌توان از بازتولید تمرکز قدرت پس از تغییر حکومت جلوگیری کرد؟

این پرسش‌ها ما را به تمایزی اساسی می‌رسانند: مخالفت با یک حکومت، با تأیید هر وسیله‌ای برای سرنگونی آن یکسان نیست. نارضایتی از استبداد لزوماً به معنای حمایت از جنگ نیست؛ همان‌طور که مخالفت با مداخله نظامی خارجی به معنای دفاع از حکومت مستقر نیست.

نه به جنگ، نه به استبداد؛ حق تعیین سرنوشت مردم

حمله نظامی خارجی، صرفاً به دلیل مخالفت مهاجم با حکومت یک کشور، تضمینی برای آزادی مردم آن کشور نیست. جنگ می‌تواند جان غیرنظامیان را بگیرد، زیرساخت‌های حیاتی را نابود کند و با گسترش ناامنی و فروپاشی نهادها، شرایط را برای تحقق آزادی دشوارتر سازد.

حتی اگر جنگ به سقوط یک حکومت بینجامد، پرسش اصلی همچنان باقی است: چه کسی قدرت را در دست خواهد گرفت و چه تضمینی وجود دارد که حقوق مردم رعایت شود؟ کنار رفتن یک حکومت، به‌خودی‌خود، دموکراسی، حاکمیت قانون و آزادی را به وجود نمی‌آورد.

از سوی دیگر، مخالفت با جنگ نباید به سکوت در برابر سرکوب و نقض حقوق بشر منجر شود. می‌توان هم‌زمان خواهان پایان استبداد، آزادی بیان، حق تشکل‌یابی و انتخابات آزاد بود و با حمله نظامی خارجی مخالفت کرد.

این موضع بر یک اصل مشترک استوار است: مردم باید بتوانند سرنوشت خود را تعیین کنند؛ نه اینکه آینده کشورشان به میدان رقابت و محاسبات نظامی قدرت‌های خارجی تبدیل شود. از منظر حقوق بین‌الملل نیز توسل به زور با محدودیت‌های جدی روبه‌روست و ادعای کمک به مردم یا تغییر رژیم، به‌تنهایی، مجوز حمله نظامی محسوب نمی‌شود.

سخن پایانی: آزادی را نمی‌توان با بمباران به ارمغان آورد

تجربه جنبش دانشجویی صربستان یادآور این امکان است که تغییر سیاسی می‌تواند از مسیر کنش جمعی، بسیج مدنی و رقابت سیاسی شکل بگیرد. این تجربه نه الگویی آماده برای ایران است و نه تضمینی برای پیروزی هر جنبش اجتماعی؛ اما نشان می‌دهد که نباید ظرفیت جامعه برای اثرگذاری بر آینده خود را نادیده گرفت.

برای ایران نیز پرسش اساسی فقط این نیست که چه کسی باید برود، بلکه این است که تغییر چگونه صورت بگیرد و چه نظمی جایگزین وضعیت موجود شود. آیا هدف، صرفاً جابه‌جایی صاحبان قدرت است یا ساختن جامعه‌ای که در آن آزادی، کرامت انسانی و حقوق شهروندان تضمین شود؟

اگر هدف، آینده‌ای آزادتر و عادلانه‌تر است، مخالفت با استبداد و مخالفت با جنگ می‌توانند دو بخش از یک موضع واحد باشند؛ موضعی که هم سرکوب داخلی را رد می‌کند و هم این تصور را که می‌توان آزادی را با بمباران از بیرون به جامعه‌ای تحمیل کرد.

ایران برای رسیدن به چنین آینده‌ای به همبستگی اجتماعی، نهادهای پاسخ‌گو و امکان مشارکت واقعی شهروندان نیاز دارد. این مسیر آسان یا تضمین‌شده نیست، اما حق مردم برای ساختن آینده خویش نباید به انتخاب میان استبداد و جنگ محدود شود.

آینده آزاد ایران را نه بمباران قدرت‌های خارجی، بلکه اراده مردم و توانایی آنان در ساختن جامعه‌ای آزاد و پاسخ‌گو باید رقم بزند.

 

________________________________________________________

  Share

توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام دریافت نمیشود.

:

اسم

:

ایمیل

پیام


 

 

مقاله ها   |    نظریات   |    اطلاعیه   |    گوناگون    |      طنز     |      پیوندها    |    تماس

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه تیف) مانع ندارد