|
تاریخ انتشار :13.08.2026
صدای پای
فاشیسم پهلوی چیها و دیگر هواداران جنگ بلند تر شده است
سهیمی

در طول ۴ سال گذشته، از زمان اعتراضات
"زن، زندگی، آزادی،" صدای فاشیسم پهلوی چی ها، و دیگر هواداران
جنگ، بلند شده، و با آغاز تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران هر روز
بلند تر شده است. رقصیدن، جشن گرفتن، و پخش شیرینی برای تجاوز
اسرائیل به ایران؛ تشویق مردم به حمله به اماکن و ساختمانهای
دولتی؛ تشویق به کشتن نیروی انتظامی در ایران در طول تظاهرات که
منجر به فاجعههایی نظیر آنچه که در اصفهان روی داد که در آن چهار
جوان سه مامور انتظامی غیر مسلح را به طور فجیعی به قتل رساندند؛
"توجیه" جنایاتی نظیر حمله به مدرسه میناب و شهر کوچک لامرد در
استان فارس؛ بازیهای سیاسی با تعداد جان باختگان فاجعه ۱۸ و ۱۹
دی، و، و، .... همگی دال بر درستی این مدعا است.
ولی فاشیسم پهلوی چیها به همین جا ختم نشده است. تهدید مخالفان
پهلوی در شبکههای اجتمأعی توسط نزدیکترین اشخاص به رضا پهلوی
نظیر امیر اعتمادی و سعید قاسمی نژاد، و حمله بدنی به مخالفان در
لندن، لوس آنجلس، وین، و مکانهای دیگر را نیز باید به این
"کارنامه" اضافه کنیم.
بدترین آنها متهم شدن دو پهلوی چی در قتل مرحوم دکتر مسعود
مسجودی؛ قتل مرحوم مرتضی صادقی صاحب یک رستوران در هامبورگ آلمان
بخاطر امتناع از استفاده از پرچم شیر و خورشید، و تهدید جانی علیه
آقای جان کریاکو، مامور ارشد سابق سازمان سیا میباشند. در مورد قتل
مرحوم صادقی، گزارشی نیز وجود دارد دال بر اینکه بخاطر اختلافات
داخلی بوده.
قتل آقای حمید رضا رجب زاده، که گفته میشود مداح بوده است، نیز
جنبه دیگری از این فاشیسم است. تلویزیون مزدور اسرائیل [ایران]
اینترنشنال و دستگاههای پروپاگاندای دیگر نظیر آن، کوشیده اند که
با نامیدن مرحوم رجب زاده به عنوان "مداح حکومتی" و حتی اتهام دست
داشتن ایشان در کشتار دی ماه که کاملا بی اساس است، قتل فجیع
ایشان را سفید شویی کرده و عادی سازی کنند، در حالیکه هیچ عاملی
توجیه کننده این قتل فجیع نیست.
اینطور که گزارش شده، قاتلان آقای رجب زاده، یک زن و چهار مرد،
همگی جوان بودند و ظاهراً از اینکه مرحوم رجب زاده آن زن را امر
به معروف و نهی از منکر میکرد خشمگین بودند. این خشم البته "توجیه"
کننده این قتل فجیع نیست، ولی زنگ خطری برای کل جامعه ایران، و
بخصوص حاکمیت، است که جوانانی نظیر این ۵ نفر یا آن ۴ جوان در
اصفهان حاضرند تا قتل مخالفان خود پیش روند.
آقای عماد باقی، پست خوبی در کانال
تلگرام خود دارند که عیناّ اینجا نقل میشود.
"صدای پای هیولای فاشیسم
عمادالدین باقی
قتل وحشیانه حمیدرضا رجب زاده صدای پای وحشتناک ترین نوع فاشیزم
است که دیگر هیچ عذری برای سکوت در برابر این جریان باقی نمی
گذارد. هرچند پلیس اعلام کرده هنوز در حال بررسی این مسئله است که
آیا جنایت از نوع تروریستی بوده یا منازعات شخصی یا ناموسی؟ ولی
نتیجه هرچه باشد، عاملان جنایت را از مجازات 《با رعایت تمام اصول
دادرسی عادلانه》 مصون نمی دارد زیرا نفی اعدام، نفی مجازات نیست.
افزون بر آن، تمام اکانت های خارج نشین که مبادرت به تایید و تشویق
این سلاخی کردند طبق قوانین همان کشورها مرتکب فعل مجرمانه شده
اند. چنین افرادی حتی برای کشورهای میزبان خود نیز خطرناک هستند
چنانکه تاکنون چند ادم ربایی و قتل در خارج از کشور مانند قتل دکتر
مسجودی در کانادا و مرتضی صادقی در هامبورگ را مرتکب شده اند.
رسانه های فارسی برون مرزی که با تکرار لقب "مداح حکومتی" برای
حمیدرضا رجب زاده و یا طرح احتمالاتی مانند دخالت وی در حوادث
دیماه ۱۴۰۴ و یا انجام امر به معرف و نهی از منکر توسط وی، سعی در
عادی سازی و سفیدشویی جنایت دارند و به این ترتیب مسیر تشدید خشونت
را هموار می کنند باید پاسخگو باشند.
فارغ از هر دلیل و انگیزه ای در این قتل، نفس سلاخی کردن و انتشار
فیلم جنایت در کانال های خاصی در خارج کشور و شادی کردن برای آن و
عادی سازی جنایت، خودش جرم مستقلی به شمار می رود. اگر هرکس خودش
شاکی و قاضی و مجری خشن ترین مجازات شود دیگر سنگ روی سنگ بند
نخواهد شد.
کشتن و "خون به خون شستن" به مثابه راه حل نهایی، از هر طرف که
باشد حاصلی جز نفرت و خشم و کشتن بیشتر و در نهایت جنگ داخلی
نخواهد داشت. بنابراین همه باید روش حذف و کشتن را طرد کنند. تمام
کسانی که به سرکوب و اعدام حکومتی اعتراض دارند اگر این جنایت را
قاطعانه محکوم نکنند بی صداقتی شان در آن اعتراض هم محرز می شود و
سکوت شان نوعی همنوایی و حتی تشویق نسبت به این هیولای مخوف خشونت
است.
سیستم حکومتی نیز باید فراتر از شناسایی و مجازات این تبهکاران به
این پرسش رسیدگی کند که چرا افرادی از همین جامعه که سن آنها نیمی
از عمر حکومت است و در دامن جمهوری اسلامی تربیت شده اند به این
مرحله از قساوت رسیده اند؟ راه جلوگیری از تکرار این فجایع و کور
کردن چرخه خشونت، پاسخ علمی به این پرسش و اصلاح روندهایی است که
احتمال بروز و تکرار این حوادث را رقم می زند.
به ویژه توجه به آمار بالای قتل که موجب امار بالای احکام قصاص شده
و بررسی پرونده ها نشان می دهد درصد بالایی از قتل ها که اصولا
رسانه ای نمی شوند نیز محصول خشم است، ضرورت اقدامات فوری برای
مهار و کنترل خشم و خشونت را مبرم می سازد. "
________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|