|
تاریخ انتشار :29.04.2026
تقلید ناشیانه !
طهمورث زمانی

پیراهن مشکی های گارد جاویدان شازده تقلیدی
میمون گونه از پیراهن سیاه های مرحوم موسولینی.
استفاده از معلولان ذهنی در ارتش و عملیاتهای نظامی از دیدگاه
قوانین بینالمللی و حقوق بشر به عنوان سوءاستفاده شدید و جنایت
جنگی شناخته میشود. این افراد به دلیل آسیبپذیری بالا، نیاز به
مراقبتهای ویژه دارند.
بر اساس گزارشها و شواهد موجود، موارد استفاده از این افراد محدود
به رفتارهای غیرانسانی گروههای تروریستی یا رژیمهای دیکتاتوری در
طول تاریخ بوده است:
سوءاستفاده توسط داعش:
گزارشهایی وجود دارد که عناصر داعش از افراد دارای معلولیت ذهنی
به عنوان «بمب ساعتی» یا انسانهای بمبگذاری شده برای حملات
انتحاری استفاده کردهاند.
اقدامات نازیها: در تاریخ، «عملیات تی۴» (T4) به عنوان یکی از
بزرگترین قتلعامهای سیستماتیک افراد دارای معلولیت ذهنی و جسمی
توسط آلمان نازی ثبت شده است که از آنها برای جنگ استفاده
نمیکردند، بلکه اقدام به حذف آنها میکردند.
در اوکراین هم اخیرا دیده شده، دارو دسته زلنسکی که با کمبود سرباز
روبرو هستند از معلولان ذهنی به عنوان گوشت دم توپ استفاده
میکنند.
وجه مشترک امام رضا و شاهزاده رضا پهلوی:
دو رضا، یکی ولیعهد مأمون و دیگری ولیعهد یک مابون.
راویان در مورد شمایل و ریخت ظاهری ،امام رضا را اینگونه توصیف
کرده اند؛
رنگ چهرهاش گندمگون بوده و داراى چشمانى سياه و فراخ، بينى
كشيده، دندانهاى فاصلهدار، چهرهاى دلگشا، خوشبو.
[(تقریبا کپی شازده منتهی شازده بجای خوش بویی خوش چُس است ،خیر سر
طرفدارانش ) توضیحات خان بالا ]
و نظير جدّش امام ابو جعفر، باقر عليه السّلام، تناور و کُلفت بود،
نه زياد كوتاه و نه خيلى بلند، شانههاى پهن و مفاصل درشت و اندامى
ميانه داشت؛
گفته شد که امام رضا علیهالسلام تا سن 47 سالگی صاحب فرزندی نشده
بود و اولین بار در این سن صاحب پسری شد سیاه پوست واین کودک شیرین
سخن که بعد ها امام نهم ما شیعیان شد ودرسن ۲۵ سالگی بر اثر افراط
در شرابخواری فوت کرد و در دوران حیات باجناق امام رضا هم بود
،یعنی پدر و پسر با دو دختر مامون ازدواج کرده بودند ، تنها فرزند
حضرت رضا بود و همین امر موجب تفرقه افکنی و شبهه پراکنی عدهای
کنجکاو شده بود تا نسبت به شباهت حضرت جواد به امام رضا القاء شبهه
کنند و حتی تهمت زدند که حضرت جواد فرزند آن حضرت نیست چون این
فرزند سیاه بود و عده ای حرف مفت زن فضول همچون خان بالا شروع به
تفحص و تجسس و کاوش در زندگی خصوصی امام رضا نمودند در حالی که جمع
کثیری بر خان بالای آن زمان (جد خان بالای خودمون ) ایراد
میگرفتند که تجاوز به حریم خصوصی امام کاری است غیر اخلاقی ولی
خان بالا ول کن معامله نبود و اظهار میداشت چگونه ممکن است که از
پدر و مادری سفید پوست پسری سیاه بدنیا آید و ایشان وجود غلامی
سیاه پوست را در این تولد موثر میدانستند ولی امام پرستان آن
دوران بر خان بالای آن زمان هجمه برده و به ساحت مقدس اش اساعه ادب
مینمودند و سعی بر ماله کشی داشتند .
امام هشتم علیهالسلام نیز قاطعانه در جلو اتهامات خان بالا
ایستادند و فرمودند : «او فرزند من است.»
خان بالا فرمودند : «اگر چنین است پس چرا صورت او سیاه است .
حضرت امام رضا فرمودند برای اثبات حقانیتمان قیافهشناسان را به
داوری میگیریم.بلاخره
حضرت از روی ناچاری فرمود: «من به دنبال قیافهشناسان نمیفرستم،
شما خود در پی آنان بفرستید اما به آنان نگویید برای چه دعوتشان
کردهاید.»
یک روز بر اساس دعوت قبلی بزرگان لشکری و کشوری و عموها، برادران،
خواهران و کلیه وابستگان امام رضا علیهالسلام در باغی نشستند و آن
حضرت لباسی گشاد همانند کشاورزان به تن کرد و کلاهی بر سر و بیلی
به دست گرفت و در گوشهای از باغ مشغول کار شد، گویی که باغبان است
و ارتباطی با حاضران ندارد.
آنگاه حضرت جواد علیهالسلام را آوردند و در میان گروهی از بستگانش
نشاندند، آنگاه قیافهشناسان را وارد باغ کردند و از آنان خواستند
تا پدر وی را از میان آن جمع شناسایی کنند.
قیافهشناسان قیافهها را با دقت دیدند و گفتند: «پدر این پسر در
میان این گروه حاضر نیست اما این مرد عموی پدرش و این عموی خودش و
این زن، عمه او میباشد. اگر پدرش نیز در اینجا باشد باید آن شخص
باغبان باشد چرا که ساقهای پای هر دو به یک گونه است.
چند لحظه بعد امام رضا علیهالسلام نزد آنان آمد، قیافهشناسان
همین که لنگ و پاچه و احتمالا هوشنگ خان آن حضرت را از نزدیک دیدند
فریاد بر آوردند:
«هذا ابوه.»
«این مرد پدر این کودک است.»
در آن حال علی بن جعفر (عموی والا قدر امام رضا علیهالسلام) از جا
برخاست و بوسه بر لبهای حضرت جواد علیهالسلام زد (بی معرفت منحرف
در حضور خان بالا از بچه لب گرفت )و عرض کرد: «گواهی میدهم که تو
در پیشگاه خدا امام ما هستی.» (و بدین گونه این کودک سیاه را به
عنوان امام نهم بر ما غالب کردند) .
امام رضا علیهالسلام از مشاهدهی آن حال به گریه افتاد و فرمود:
«یا عم! الم تسمع آبی و هو یقول، قال رسول الله صلی الله علیه و
آله و سلم، «بابی ابن خیرة الاماء النوبیة الطیبة..»»
«عموجان! مگر حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را از زبان
پدرم نشنیدهای که فرمود: «پدرم به قربان پسر بهترین کنیزان، که از
اهالی نوبه و بسیار پاک سرشت است...»
آیا آن پسر که جدم از او خبر داده جز از نسل من خواهد بود؟»
علی بن جعفر گفت: «آری، فدایت شوم، راست میگویی.»
خان بالای آن روزگار نگاهی به آنان نموده ،فرمودند خر خودتان هستید
و چطور ان قیافه شناسان الدنگ که از لنگ و پاچه حضرت تشخیص دادند
که ان بچه ،فرزند آنحضرت است ولی چهره سیاه او را ندیدند ..
بدین وسیله فامیل و بستگان حضرت بر د ی و ث بودن او سرپوش گذاشتند
.
قرن ها گذشت تا دوباره در عرصه سیاسی ایران رضا یی ظهور کرد بمانند
رضای قبلی د ی و ث و زني داشت یاسمین نام که با مردی نبریده و ختنه
نشده با نام تام مورلی رابطه داشت و فرزند اول شازده از لحاظ قیافه
ظاهری و رنگ چهره و مو و خصوصا فرم دماغ بیشتر به آقا تام شبیه بود
ولی باز تاریخ تکرار شد و رضا پرستان امروزی بر خان بالا هجمه
آوردند که چرا در زندگی خصوصی این رضا سرک میکشی و به قول با نو
فرح دیبا ،
پایین تنه خودش هست و اختیارش را دارد
البته رضا های دیگری چون حاج ممد رضا و رضا خان را نیز میتوان در
این گروه د ی و ثان جا داد .
________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|