|
تاریخ انتشار :11.11.2025
موضع گیری
سیاسی در مقابل اجرای حکم شلاق آتش شاکرمی!
مهرنوش موسوی

۱. رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی با زدن ضربات شلاق بر بدن آتش
شاکرمی، بر پرونده سیاه حکومت اسلام ناب محمدی، نظام آیت الله های
دزد سرگردنه و قاتل حرفه ای برگ سیاه دیگری افزود. این همان حکومتی
است که نیکا شاکرمی را به درون ماشین کشانده، به او تجاوز کرد و
این دختر شجاع و قهرمان و از لیدرهای کف خیابان انقلاب مهسا را به
قتل رساند. پزشکی قانونی اعلام کرده که جمجمه نیکا، سرش و بدنش به
شدت آسیب دیده بود. مستندی که بی بی سی در این باره منتشر کرد، یکی
از شاهدان صحنه اعلام کرده که نیکا تا آخرین لحظه حتی در دقایق
تجاوز سربازان امام زمان خامنه ای به او، مدام مقاومت کرده، جنگیده
و تسلیم نشده است. نیکا در جنگ با جمهوری اسلامی در حالی که شرحه
شرحه شده بود جان باخت.
خاله نیکا شاکرمی نیز امروز از دست همین سربازان امام زمان شلاق
خورد. دشمن همان دشمن است. ما دشمن را میشناسیم. اما ما اعلام
میکنیم که این پرونده جرم و جنایت را نه فراموش میکنیم و نه
میبخشیم. از رهبر جمهوری اسلامی تا راننده کامیون ، تا کسانی که به
نیکا تجاوز کردند، تا کسانی که بر بدن آتش شلاق زدند، همه باید
جوابگو باشند. همه این جنایتکاران باید دستگیر و در دادگاه نورنبرگ
تهران محاکمه شوند. اگر انقلاب زن زندگی آزادی یک پیام مهم برای
سران حکومت داشت این بود که درها بسته شده و راه فرار وجود ندارد.
هر کجا بروند، مانند مادران شیلی، آنها را پیدا خواهیم کرد و به
جزای اعمالشان خواهیم رساند.
۲. شلاقی که آتش شاکرمی خورد، یک بدعت سیاسی در جامعه ایران بود.
عقبگردی سیاسی و عظیم که اپوزیسیون راست ایران به مردم تحمیل کرده
است. این اولین بار است که در عمر نظام جمهوری اسلامی، مادری که
فرزندش را زیر تجاوز و شکنجه به قتل رسانده اند، بطور علنی با دشمن
همکاری کرده، از نظام جمهوری اسلامی میخواهد که خواهرش را که او
نیز مخالف نظام میباشد، به جرم « نشر اکاذیب» شلاق بزند. اینکه
جمهوری اسلامی رژیم قتل و جنایت و شلاق و تجاوز است را همه
میدانیم. اما اینکه کسی با ادعای مخالفت با نظام جمهوری اسلامی به
خود این حکومت متوسل شود، یک سنت نوین است. یک سنت ارتجاعی و شرم
آور نوین است. سوال این است چرا؟ آیا این رعدی در آسمان بی ابر
بود؟ ایا اتفاقی بود که نسرین شاکرمی را با کمک اپوزیسیون راست به
خارج منتقل کردند تا خواهرش را پشت پایش شلاق بزنند؟ این سنت، این
بدعت شرم آور و ننگین، از کجا بر سر این مملکت خراب شد؟
۳. نسرین شاکرمی محال ممکن بود بدون ساپورت سلطنت طلبها، بدون مجوز
رضا پهلوی ، بدون بستر فکری که رضا پهلوی و یاسمین پهلوی و کل این
جریان اولترا راست علیه مخالفینشان فراهم کرده اند، جرئت بکند
همچنین اقدامی کرده و بعد از آنها پاداش بگیرد. اقدام نسرین شاکرمی
در ادامه بلند کردن عکس شکنجه گر و شلاق زن ساواک میباشد. اقدام
نسرین شاکرمی در ادامه پایین کشیدن شیرین عبادی و سایر سخنرانان از
استیج، اقدام به تعرض جنسی به آقای هالو، تهدید به تجاوز نسبت به
گلشیفته فراهانی به خاطر قبول نکردن پرچم شیر و خورشید، ادامه
تهدید مسیح علینژاد به گیر انداختنش، به تجاوز کردن به او و قیچی
کردن موهایش میباشد. اینها را علنی گفتند و نوشتند. ماموران
سفارتهای جمهوری اسلامی در خارج کشور به اسم سلطنت طلب و با قبول
آنها تظاهراتها را به هم زدند.
همبستگی و اتحاد میان مردم را خدشه
دار کردند و اینگونه همکاری سلطنت طلب و جمهوری اسلامی را ممکن
کردند. یاسمین پهلوی با شعار مرگ بر چپی زمین را برای امثال نسرین
شاکرمی هموار کرد. اقدامی که نسرین شاکرمی علیه خواهرش با کمک
گرفتن از جمهوری اسلامی کرد، قشنگ در چهارچوب تحرکات سه سال اخیر
سلطنت طلبان میگنجد. بیهوده نیست که خودش را سلطنت طلب میداند. رضا
پهلوی مستقیمن شریک شلاق خوردن آتش شاکرمی است. از روزی که این
شکایت مطرح شد، تا برای اجرا به احکام رفت رضا پهلوی کسی بود که
میتوانست جلو این جنایت را بگیرد. خیلی راحت میتوانست نسرین شاکرمی
را که هوادار وی میباشد مجاب کند که دست از این سازش ننگین با
حکومت بردارد. ولی این انتظاری واهی است از آدمی که افتخارش لاس
زدن با فرماندهان بسیج و سپاه است.
از پستوی خانه رضا پهلوی شعار
مرگ بر چپی و مجاهد بیرون آمده است. از سکوی وفاداران درجه یک رضا
پهلوی که عدد به عدد گندشان در آمده که با نظام جمهوری اسلامی
همکاری دارند، هواداری از اعدام چپی ها، دگراندیشان تبلیغ و ترویج
شده است. آنها هستند که مردم کردستان را سزاوار سرکوب میدانند چرا
که از نظر آنها تجزیه طلبند. نسرین شاکرمی بر چنین زمین حاصلخیز
ارتجاعی قدم گذاشت. اگر نه محال ممکن بود جرئت کند تقاضای حکم شلاق
داده، سرش را بالا بگیرد. هر کجا که از این پس نسرین شاکرمی در
خارج کشور آفتابی شود، به نفس چنین اقدامی باید از سوی همه مردم،
اعم از چپ یا راست، زن یا مرد، مورد بازخواست قرار بگیرد. نسرین
شاکرمی با این بدعت شکوه مادرانی چون گوهر عشقی را مورد تعرض قرار
داد. نسرین شاکرمی دادخواهی را به کناری گذاشت. همکاری علنی با
نظام جمهوری اسلامی در شلاق زدن کسی با هیچ ادله ای قابل دفاع
نیست. قابل طرد شدن است. از امروز مردم ایران، جنبش سرنگونی نظام،
همه کسانی که در این سوی دریای خون ایستاده اند، دادخواهی نیکا
شاکرمی را عهده دار هستند.
۴. اقدام نسرین شاکرمی، او را از صف جنبش دادخواهی بیرون گذاشت.از
انجمن دادخواهی، از کل جنبش دادخواهی میخواهیم علیه شلاق خوردن آتش
شاکرمی موضعگیری کنند. اقدام نسرین شاکرمی خاکی بود که بر چشم این
جنبش پاشیده شد.
۵. از همه فعالین کارگری کشور، فعالین دانشجویی، فعالین حقوق زن
میخواهیم در ارتباط با آتش شاکرمی ضمن محکوم کردن شلاق خوردن وی،
او را تشویق کنند که به جای ادامه رودررویی با خواهرش، مخاطب خود
را مردمی بگذارد که تکلیفشان با این حکومت روشن است. ما از آتش
شاکرمی میخواهیم گوهر عشقی را سرمشق خود قرار دهد. برای نیکا مراسم
بگیرد. جشن تولد بگیرد. برای اعدامیان و زندانیان سیاسی در داخل
کشور یک آدرس قابل رجوع بشود. بهترین و قشنگترین خاطرات نیکا را
بازگو کند. پیوند خود را با دادخواهان گسترش بدهد. در زمین نسرین
شاکرمی و این جبهه بازی کردن اشتباه محض است. تقلیل این اقدام
جنایتکارانه به بازیهای خانوادگی اشتباه محض است. آتش شاکرمی اکنون
فرصت و شانس این را دارد در لیگ بالاتری، در ارتفاع مهمتر سیاسی
قرار بگیرد. پیوند خود را با مردم ایران در مقابل حاکمیت محکمتر
کند. فعالیت های خود را برای دادخواهی همه فرزندان مردم گسترش
بدهد. از چهارچوب حقیر بگو مگوهای شخصی خارج شود. ما از همه
اطرافیان آتش شاکرمی انتظار داریم که مبارزه علیه شلاق خوردن وی را
به یک کیس سیاسی بدل کنند. به اتش کمک کنند که به تکیه گاهی در
جنبش دادخواهی بدل بشود.
________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|